مقدمه ای بر دو حالت عملیاتی صنعت سیگار الکترونیکی اندونزی
Aug 22, 2023
سال گذشته، وقتی نوبت به بازار و صنعت سیگار الکترونیکی اندونزی میرسد، بسیاری از مردم چشم بسته بودند، کارخانهها، گواهیها، فروشها، تامینکنندگان و غیره در آشفتگی، نمیدانستند از کجا شروع کنند. اما در این زمان از سال، برخی از مدلهای عملیاتی برای مرجع وجود دارد و همه میتوانند سنگها را احساس کنند و از رودخانه عبور کنند.
حالت 1: ایجاد کارخانه در محل، مسیر اولیه، سرمایه گذاری بالا و برنده شدن از طریق خود کنترلی
این مسیر از طریق منابع عملی حاصل می شود که نیازمند جستجوی منابع محلی مربوطه، اجاره کارخانه ها، استخدام افراد، کسب صلاحیت های مربوطه و یک سری عملیات است. هم نیاز به سرمایه گذاری کلان وجوه و هم مقدار مشخصی نیروی انسانی و منابع مادی دارد.
به دلیل سرمایه گذاری بزرگ، بسیاری از شرکت های کوچک و متوسط به بازار اندونزی پشت کرده اند. بسیاری از کارخانههای بزرگ با منابع، یا تحت فشار مشتریان و یا جذب سیاستهای مالیاتی اندونزی، قبلاً در اندونزی سرمایهگذاری کردهاند و کارخانههایی مانند سیمور، جینجیا، میشنوی، چانگان، کارخانه لانه زنبوری و غیره ساختهاند.
اگرچه سرمایه گذاری زیادی در کارخانه های محلی وجود دارد، اما پیروزی در کنترل مستقل کارخانه ها نهفته است و برخی از شرکت های مدبر هنوز این مسیر را ترجیح می دهند. علاوه بر این، بر خلاف روزهای اولیه عدم گردش اطلاعات، برخی از آژانس های مشاوره حرفه ای نیز وجود داشته اند که می توانند به شرکت ها کمک کنند تا سریعاً به زمین بیایند.
یک آژانس صدور گواهینامه محلی مستقر در اندونزی اظهار داشت که با تشدید سیاستهای سیگار الکترونیکی اندونزی، ورود به بازار سیگار الکترونیکی اندونزی در آینده دشوارتر خواهد شد و آژانس آن میتواند به شرکتها کمک کند تا سریعاً زمینگیر شوند، کارخانهها را تأسیس کنند و به دست آورند. صلاحیت های مربوطه

حالت 2: گروه های کوچک اندونزیایی، مسیرهای در حال ظهور، سرمایه گذاری کم، پیروزی در سرعت و انعطاف پذیری
تفاوت هایی در عملکرد افراد مختلف در مسیر حالت 2 وجود دارد.
برخی از آنها مجموعههای تیمی هستند که شرکتهایی را که مسئولیت عملکردهای مختلفی مانند تدارکات، تجارت الکترونیک و تولید را بر عهده دارند، گرد هم میآورند تا راهحلی یکجا به مشتریان ارائه دهند.
برخی شرکتهای محلی را پیشنهاد میکنند که تولید و فروش را ادغام میکند، و برندها میتوانند از شرکت خود برای دستیابی به تولید و فروش محصولات خود در خارج از کشور استفاده کنند. از این منظر، شبیه به نقش یک کارخانه OEM است، اما صرفاً یک کارخانه OEM نیست.
به طور خلاصه، در حالت 2، شرکت های خارج از کشور نیازی به سرمایه گذاری مستقیم در ساخت کارخانه ها ندارند، بلکه برای دستیابی به تولید و فروش محصول به منابع کارخانه های محلی خارج از کشور تکیه می کنند. این شبیه قرض گرفتن مرغ برای تخم گذاری است و نگه داشتن یک گروه برای گرم کردن هسته اصلی عملیات آن است.
بدیهی است که حالت 2 برای شرکت های کوچک و متوسط برای رفتن به خارج از کشور مناسب تر است.

